ضرب المثل های عربی با معادل فارسی (قسمت دوم)
15- من صارع الحقّ صرعه (با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد)
16- المعيدي تسمع به خير من أن تراه (آواز دهل شنيدن از دور خوش است)
17- المحنه إذا شاعت سهلت (مرگ به انبوه، جشن باشد)
18- لكلّ فرعون موسي (دست بالاي دست بسيار است)
19- لكلّ مقام مقال (هر سخني جايي و هر نكته مكاني دارد)
20- ماحكّ جلدك مثل ظفرك (كسي نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)
21- ماهكذا تورد يا سعد الإبل (راهش اين نيست) (اين ره كه تو ميروي به تركستان است)
22- الكلام يجرّ الكلام (حرف حرف ميآورد)
23- كلم اللسان أنكي من كلم السنان (زخم زبان از زخم شمشير بدتر است)
24- كالمستجير من الرّمضاء بالنّار (از چاله به چاه افتادن) (از بيم مار در دهان اژدها رفتن)
25- كلّ رأس به صداع (هر سري دردي دارد)
26- كلّ شاه تناط برجليها (هر كس را در قبر خود ميگذارند)
27- لا تؤخر عمل اليوم إلي غدٍ (كار امروز را به فردا ميفكن)
۲8- لا يؤخذ المرء بذنب أخيه (گناه ديگري را بر تو نخواهند نوشت)
29- لكلّ جديد لذّه (نو كه آمد به بازار كهنه شود دل آزار)
30- لكلّ صارم نبوه (انسان جايزالخطا است)
31- لا يلدغ المرء من جحر مرّتين (آدم يك بار پايش در چاله ميرود)
32- علي نفسها جنت براقش (خودم كردم كه لعنت بر خودم باد)
33- عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي)
34- غاب القطّ إلعب يا فار (حال ميدان برايت خالي شده هر چه ميخواهي بكن)
35- فعل المرء يدلّ علي أصله (از كوزه همان برود تراود كه در اوست)
36- فوق كلّ ذي علم عليم (دست بالاي دست بسيار است)
37- كالشمس في رابعه النهار (مثل روز روشن)
38- كلام الليل يمحوه النهار (كنايه بر كسي كه به قول خود عمل نميكند)
39- قاب قوسين أو أدني (كنايه از بسيار نزديك بودن)
40- الصبر مفتاح الفرج (گر صبر كني زغوره حلوا سازي)